مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
239
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
غلام آن را خورد . چون حسين بن على عليه السلام بيرون آمد فرمود : اى غلام ، لقمه را چه كردى ؟ گفت : سرورم ، آن را خوردم . فرمود : تو به خاطر خدا آزادى . مردى گفت : سرور من آيا آزادش كردى ؟ فرمود : آرى ، از جدم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمود : هر كس لقمهاى را افتاده بيند و آن را پاك كند يا بشويد ، سپس آن را بخورد ، هنوز در درونش جاى نمىگيرد كه خداوند او را از آتش آزاد مىكند ؛ ( و من نمىتوانم كسى را كه خداوند از آتش آزاد ساخته است به غلامى بگيرم ) . « 1 » حسين بن على عليه السلام بر گروهى بينوا گذشت كه ردايشان را پهن كرده بودند و خردههاى نان را رويش ريخته بودند . گفتند : اى پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بفرماييد . امام عليه السلام كنارشان نشست و از خوان آنان خورد و سپس اين آيه را تلاوت فرمود : « إِنَّهُ لَايُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ » « 2 » آنگاه فرمود : دعوت شما را پذيرفتم شما نيز دعوتم را بپذيريد . گفتند : اى پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىپذيريم ، پس برخاستند و با آن حضرت بهمنزل رفتند . حضرت به رباب فرمود : هر چه ذخيره دارى حاضر كن . « 3 » مردى از انصار خدمت حضرت آمد و قصد درخواست حاجت داشت . امام عليه السلام فرمود : اى برادر انصارى ، به خاطر نيازت آبروى خويش را مبر ، آن را در پاره كاغذى بنويس و من ان شاء الله كارى مىكنم كه خرسند شوى . مرد نوشت : اى اباعبدالله ، فلان كس از من پانصد دينار طلب دارد و بر من فشار مىآورد ، با او صحبت كن كه تا حصول گشايشى مرا مهلت دهد . حسين عليه السلام چون نامه را خواند ، به خانه رفت و كيسهاى را كه هزار دينار در آن بود بيرون آورد و به او فرمود : با پانصد دينار آن وام خويش را ادا كن و پانصد دينار ديگر را خرج زندگى خويش كن و جز از سه كس حاجت مخواه : ديندار ، جوانمرد يا داراى حسبى پاك ، چرا كه ديندار دين خويش را حفظ مىكند ، جوانمرد به خاطر مروتش شرم مىكند و
--> ( 1 ) - عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 43 - 44 ، شماره 154 . عبارت ميان دو كمانك متن روايتى است كه در صحيفه امام رضا عليه السلام ، حديث 177 آمده است . ( 2 ) - نحل ( 16 ) آيه 23 . ( 3 ) - تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 257 ، حديث 15 .